تبليغاتX

راز دل پــــــری تـــنــــــــــــــهــا


بـه وبـلاگ دنـــیای فـــرامـوش شــدگان خــوش آمدیــد
اشــک خــونیـن


اشــک خــونیـن




درد و دل

آثار بجا مانده از يك عاشق :

دوستان

:
خاكستر خونين :





الهه ناز در ياهو

:

 

خدایا منو به عشقم برسون

از تو گذشتن سخته .. با تو نبودن درده

واسه من ....

زنده بودنم مرگه .. بدون تو و عشقت

واسه من ...

وجود من مال تو ... قلب تو هم مال من

عزیزم ...

*****

رفتن تو مرگ منه ... دستای تو ٫ تو دستمه ..

نگو که باید جدا شیم ... نبود تو نبودمه ...

بدون تو کم میارم .. تا پای جون دوستت دارم ...

اگه تو از من جدا شی ... امید موندن ندارم ...

*****

واسه با تو بودن زندگیمو باختم ... یه کلبه ای از عشق

واسه ی تو ساختم من ...

عاشق تو بودم .. عاشق تو هستم ...درای دلم رو

رو به همه بستم من ...

 


نویسنــده: دریا مورخ: یکشنبه 5 خرداد1387 در ساعت: 10 بعد از ظهر
|+|

 

سازنده‌ترين کلمه((گذشت)) است...آن را تمرين کن.


اصلی‌ترين کلمه((اعتماد)) است...به آن اعتماد کن.


پرمعنی‌ترين کلمه((ما)) است...آن را به کار بر.


دوستانه‌ترين کلمه((رفاقت)) است...از آن سو استفاده نکن.


عميق‌ترين کلمه((
عشق)) است...به آن ارج بده.


زيباترين کلمه((راستی)) است...با آن روراست باش.


بی رحم‌ترين کلمه((تنفر)) است...با آن بازی نکن.


زشت‌ترين کلمه((تمسخر)) است... دوست داری با تو چنين شود؟؟


خودخواهانه‌ترين کلمه((
من)) است...از آن حذر کن.


موقرترين کلمه((احترام)) است...برايش ارزش قايل شو.


نا پايدارترين کلمه((خشم)) است...آن را فرو بر.


آرامترين کلمه((آرامش)) است...به آن برس.


بازدارنده‌ترين کلمه((ترس)) است...با آن مقابله کن.


عاقلانه‌ترين کلمه((احتياط )) است...حواست را جمع کن.


با نشاط‌ترين کلمه ((کار)) است...به آن بپرداز.


دست و پا گير‌ترين کلمه((محدوديت)) است...اجازه نده مانع پيشرفتت شود.


پوچ‌ترين کلمه((طمع)) است...آن را بکش.


سخت‌ترين کلمه ((غير ممکن)) است...وجود ندارد.


سازنده‌ترين کلمه((صبر)) است...برای داشتنش دعا کن.


مخرب‌ترين کلمه((شتابزدگی)) است...مواظب پل‌های پشت سرت باش.


روشن‌ترين کلمه((
اميد)) است...به آن اميدوار باش.


تاريک‌ترين کلمه((نادانی)) است...آن را با نور علم روشن کن.


ضعيف‌ترين کلمه((حسرت)) است...آن را نخور.


کشنده‌ترين کلمه((اضطراب)) است...آن را ناديده بگير.


تواناترين کلمه((دانش)) است...آن را فرا گير.


صبورترين کلمه((انتظار)) است...منتظرش بمان.


محکم‌ترين کلمه ((پشتکار)) است...آن را داشته باش.


با ارزش‌ترين کلمه((بخشش)) است...سعی خود را بکن.


سمی‌ترين کلمه((شانس)) است...به اميد آن نباش.


قشنگ‌ترين کلمه((خوشرويی)) است...راز زيبايی در آن نهفته است.


لطيف‌ترين کلمه((لبخند)) است...آن را حفظ کن.


رساترين کلمه((وفاداری)) است...بدان که جمع هميشه بهتر از يک فرد بودن

است.


ضروری‌ترين کلمه((تفاهم)) است...آن را ايجاد کن.


محرک‌ترين کلمه((هدفمن
دی)) است...زندگی بدون آن پوچ است.


سالم‌ترين کلمه((سلامتی)) است...به آن اهميت بده.

 


نویسنــده: دریا مورخ: پنجشنبه 2 خرداد1387 در ساعت: 2 قبل از ظهر
|+|

 

می میرم برات

نمی دونستی می میرم بی تو ، بدون چشات

رفتی از برم

می دونستی که دلم وصل به ساز صدات

آرزومه که نمی دونستی که من می میرم برات

می میرم برات

 

عاشقم هنوز

نمی خوام که بمونی ، بسوزی به ساز دلم

گفتی من میرم

نمی تونستی بری به فرداها گل خوشگلم

برو راهی نیست تا فرداها ، یار خوشگلم

بمون با دلم

 

سفرت به خیر

اگه میری از اینجا ، تک و تنها به یه شهر دور

برو که رفتن بدون ما میرسه به یه دنیا نور

به یه دنیا نور

 

سفرت به خیر

برو گر شکستی  ز من  بتونی ، دوباره بساز

با دلی شکسته و نا امید ، تو بازم بساز

تو بازم بساز

 

نمی خوام بیای

نمی خوام میون تاریکی من تو حروم بشی

نمی خوام ازت

نمی خوام مثه یه شمع بسوزی برام تو حروم بشی

برو تا تو بزرگی که میخوام فقط آرزوم بشی

آرزوم بشی...!

 

 


نویسنــده: دریا مورخ: یکشنبه 15 اردیبهشت1387 در ساعت: 10 بعد از ظهر
|+|

 

 

ای آسمان زیبا امشب دلم گرفته

 

ای های وهوی دنیا امشب دلم گرفته

 

یک سینه غرق مستی دارد هوای باران

 

از این خراب دنیا امشب دم گرفته

 

امشب خیال دارم تا صبح گریه کنم

 

شرمنده ام خدایا امشب دلم گرفته

 

خون دل شکسته بر دیدگان تشنه

 

باید شود هویدا امشب دلم گرفته

 

گفتی خیال بس کن فرمایشت متین است

 

فردا به چشم اما امشب دلم گرفته


نویسنــده: دریا مورخ: چهارشنبه 14 فروردین1387 در ساعت: 12 بعد از ظهر
|+|

 

واسه پر کشیدن من خواستی آسمون نباشی
حالا پرپر میزنم تا همیشه آسوده باشی
دیگه نه غروب پاییز رو تن لخت خیابون
نه بیاد تو نشستن زیر قطره های بارون
واسه من فرقی نداره وقتی آخرش همینه
وقتی دلتنگی این خاک توی لحظه هام می شینه
تو میری شاید که فردا رنگ بهتری بیاره
ابر دلگیر گذشته آخرش یه روز بباره
ولی من می مونم اینجا با دلی که دیگه تنگه
می دونم هر جا که باشم آسمون همین یه رنگه

hamtaraneh.com
 
 
 به هیچ کس اعتماد نکن دخترک
به هیچ کس راز دل نگو دخترک
به هیچ کس نگو که دل بسته ام به تو
به هیچ کس نگو که عاشقش شدی
نه، نه ،نگو
نه، نه، به هیچ کس اعتماد نکن
به هیچ کس نگو که یک شبی کنار پنجره گریه کردی از خاطرش
به هیچ کس نگو که از دیدنش سرعت قلبت از ثانیه جلو می زند
به هیچ کس نگو که روزها گذشت و پیر شدی در انتظار دیدنش
به هیچ کس نگو به هر دری زدی برای باز دوباره دیدنش
به هیچ کس نگو حتی کسی که چتر شد زیر باران برای تو
به هیچ کس نگو حتی کسی که گفت عاشقت شده است
به هیچ کس نگو حتی کسی که نیمه شب برای تو شعر گفته است
به هیچ کس نگو حتی کسی که گفت از بی اعتناییت دلم شکسته است
شک نکن او روزی با تمام عشق رها می کند تو را
نه نه کسی به احساس پاک تو که مثل یک گل شکفته است توجهی نمی کند
آری گل تازه شگفته ات به دست عابران چیده می شود
یا که زیر پایشان مثل یک علف لهیده می شود
دیدی که گفتم به هیچ کس اعتماد نکن
 
پس اگر اعتماد کردی و عاشقش شدی و قلب تو شکست گلایه ای نکن¨
 
 

نویسنــده: دریا مورخ: دوشنبه 12 فروردین1387 در ساعت: 0 قبل از ظهر
|+|
اشــــک خــونیـــن

گر عشق بورزید می گویند که سبک مغزید...

اگر شاد باشید می گویند که ساده لوح وپیش پا افتاده اید....

اگر سخاوتمند و نوعدوست باشید می گویند که مشکوکید...

اگر گناهان دیگران را ببخشید می گویند ضعیف هستید...

اگر اطمینان کنید می گویند که احمقید...

اگر تلاش کنید که جمع این صفات را در خود گرد آورید٬

مردم تردید نخواهند کرد که شیاد و حقه  بازيد       

 
نویسنــده: دریا مورخ: پنجشنبه 8 فروردین1387 در ساعت: 8 بعد از ظهر
|+|
راز دل پــری تنــــــــها

 

 

تو را با اشك خون از ديده بيرون راندم آخر هم

 

كه تا در جام قلب ديگري ريزي شراب آرزوها را

 

به زلف ديگري آويزي آن گلهاي صحرا را

 

مگو با من، مگو ديگر، مگو از هستي و مستي

 

من آن خود رو گياه وحشي صحراي اندوهم

 

اشـــک خون

 


نویسنــده: دریا مورخ: پنجشنبه 8 فروردین1387 در ساعت: 7 بعد از ظهر
|+|

 

     

                           مثل لحظه ای که من در آن لحظه برای تو اشک میریختم

                         و با صدایم به تو آرامش میدادم با همان آرامش عاشقانه ات 

                                                       مرا دوست داشته باش....

 

 

  ابر می پیچید به پای نور 


  نور می تابد به چشم ابر


  پیچک لرزان 


  می کشاند خویش
   تا سر دیوار


  نور می خندد 
  با غم ِ پیچک


  لیک خاموش است

 
  همچنان دیوار


  ابر می پیچد به پای نور


  من به خود می پیچم از اندوه 

 

سایه ی دیوارمی گرید


نویسنــده: دریا مورخ: پنجشنبه 1 فروردین1387 در ساعت: 10 بعد از ظهر
|+|

 

عید نوروز این عید باستانی و

۱۰۰ ٪ ایرانی

رو به همه ایرانی ها یه عالمه تبریک می گم

نوروز ۸۷ خیلی خیلی مبارک باد


نویسنــده: دریا مورخ: چهارشنبه 29 اسفند1386 در ساعت: 6 بعد از ظهر
|+|

 

 

تو نوشتي

 

خواندم

 

مي نوشتم از تو

 

اما

 

         نا اميد از خواندن تو

 

اشتباه مي كردم

 

سطر به سطر

 

        تو مرا مي خواندي

 

تو صدايم كردي

 

پيدايم كردي

 

من كجا گم بودم

 

                كه تو پيدايم كردي؟

 

شب دوباره آمد

 

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ

 

مي نويسم اينبار

 

          كاغذم بوي تو دارد انگار

 

مي نويسم نامت

 

مي نويسم حرفت

 

          كه دلاويز ترين شعر جهان مي ماند

 

تو خبر داري، من به يادت هرشب

 

شعرها مي بافم

 

منتظر مي مانم

 

                 آرزوها دارم

 

تو زمن دوري

 

اين را خوب مي دانم

 

راه بسيار است ميان من و تو

 

دل من اما

 

               مطمئن مي كوبد

 

دوستم داري را

 

             تو چه زيبا گفتي

 

دوستت دارم را

 

به تو هر شب گفتم

 

تو مرا باور كن

 

     دوستت دارم را باور كن.

 

بهار را باور کن

 

maxman.blogfa.com...saber_love_682000@yahoo.com

 

تقدیم به تو ...

ارزش يک کلام پر از محبت رو وقتي مي فهمي، که لبخند رو، روي لباي عزيزانت تماشا مي کني.

در حيرتم از مرام اين مردم پست
اين طايفه زنده کش مرده پرست
تا هست به ذلت بکشندش ز جفا
تا مرد به عزت ببرندش سر دست

بودن را انديشه کرده ايم اما چگونه بودن را نه و آنان که بر آگاهي خويش باور دارند مي دانند که چگونه بايد بود.

اگر بدانيد که همه چيز در تغيير است به هيچ چيز دل نمي بنديد

گفتند: نفس بسيار حيله گر است – گفتم: به چنگش خواهم آورد. به چنگش آوردم. لبخند رضايتي بر لبانم نشست. نيك نگريستم، نفس از چنگم گريخته و بر لبانم نشسته بود


اساس زندگی بر ۱۰ چیز استوار است: اول محبت و ۹ تای دیگش هم گذشت

افتادن در گل و لاي ننگ نيست ننگ در اين است كه همان جا بماني

اگه دنبال دوتا خرگوش بدویی هیچ کدومو نمی گیری!

عشق مانند هوا در همه جا جاریست. تو نفسهایت را قدری جانانه بکش

زندگي شهد گل است زنبور زمان مي مكدش آنچه مي ماند عسل خاطره است


نویسنــده: دریا مورخ: چهارشنبه 15 اسفند1386 در ساعت: 7 بعد از ظهر
|+|

 

وقتی که خاکم می کنند بهش بگین پیشم نیاد

بگین که رفت مسافرت بگین شماره ای نداد

 یه جور بگین که اخرش از حرفاتون هول نکنه 

طاقت ندارم ببینم به قبر من نگاه کنه 

دونه به دونه عکسامو بردارید اتیش بزنید  

هر چی که خاطره دارم برید و از بیخ بزنید 

نذارید از اسم منم یه کلمه جا بمونه 

نمی خوام هیچ وقت تنمو تو گورم بلرزونه 

برو اتیش به قلب من نزن 

بذار نگاهت از یادم بره 

بذار واسه همیشه قلب من 

چال بشه با من کلی خاطره

برو نمی خوام ببینی خونه من خالی شده 

همدم من به جای تو ریگای پوشالی شده 

اون که می گفت میمرد واست دیدی راست راسی مرد 

رفت و همه خاطرشم به خاطرت برداشت و برد 

بهش بگین نشست به پات بهش بگین نیومدی 

بگین هنوز دوست داره با اینکه قیدشو زدی 

نشونی قبر منو بهش ندین خوب میدونم 

میاد جای همیشگی سر قرار تو رود خونه 

 


نویسنــده: دریا مورخ: جمعه 10 اسفند1386 در ساعت: 4 بعد از ظهر
|+|
کاش ...!

خيلي حرف واسه زدن دارم ولي همه حرفي رو نميشه زد.

كاش هنوز بچه بوديم، كاش ميتونستيم مثل بچه ها حرف دلمون و به

زبون بياريم ، بدون هيچ ترس و واهمه اي از عواقب كارمون.

كاش بزرگ نمي شديم و زشتيهاي دنيا را نمي ديديم.

كاش همه خوب بودن و هيچ بدي در عالم وجود نداشت.

كاش مي دانستيم در كجاي اين دنياي بيكران قرار داريم و چه تاثيري بايد

 در خلقت بذاريم و كي اين دنياي فاني را ترك ميكنيم.

كاش مردم قدر همديگر را ميدونستن.

كاش تا وقت داريم به هم محبت ميكرديم  .

كاش ميفهميديم خيلي زود دير مي شود.

كاش . . . 


نویسنــده: دریا مورخ: جمعه 3 اسفند1386 در ساعت: 0 قبل از ظهر
|+|

 غرور من مهم نبود شکستنم مهم نبود

دل بستنم مهم نبود بی کسی ام مهم نبود آشفتگی ام مهم نبود

اشکها و گریه های شبانه ام مهم نبود دلتنگیهای مرگ اور هم مهم نبود

سرزنشها مهم نبود گلایه ها مهم نبود ندیدنها مهم نبود غریبی هم مهم نبود

روزهایی که رنگ شب شدند و شبهایی که در سیاهی خود گم شدند مهم نبود

مرگ لحظه ها مهم نبود بی تو پرپرزدنم مهم نبود  حتی رویاهایم مهم نبود

بی تو ماندنم مهم نبود تنها چیزی که در این میان مهم بود تو بودی

مهم تو بودی

نگاهت در نگاهم نقش بسته

گل رویت به چشمانم نشسته

بده رخصت ببوسم دستت ای دوست

که زنجیر غم از پایم گسسته

دوچشمانت دو خورشید سیاه است

لبانت ارزومند گناه است

چگونه  از تو پوشم چشم وقتی

تمام زره های من نگاه است

     

خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ... .....خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : ديگه نمي خوامت

 love 

امشب در خلوت تنهایی ام آهسته بی تو گریستم