تبليغاتX
اشــک خــونیـن

اشــک خــونیـن

دنــیای فــــرامــوش شــدگان

 

برای رفتن آماده م، تمومش می کنی یا نه؟
به پای گریه افتاده م، تمومش می کنی یانه؟
تمومش می کنی یا نه، هنوزم فکر آزاری؟
می گی تنها شم و بازم منو تنها نمی زاری؟
چشات از بغض من خیس و برای گریه دلتنگی
منو که تو خودت کشتی، دوباره با کی می جنگی؟

تمومش میکنی یا نه؟ هنوزم فکر آزاری؟
هنوزم فکر اینی که، جوونی، آرزو داری
به گریه عادتم دادی، تمومش میکنی یانه؟
می خوام تنها شم اما، نه! نمی تونم، نمی ذاری

تو روبامون نفس تنگ و تو رگهامون جنون، خونه
چشای هردو بارونی و قلب هردومون خونه
تنامون خیس و دستامون تو بارون داره می لرزه
به هم رو می کنیم اما صدامون داره می لرزه
تویی که پابه پام بودی، دوراهی راهتو دزدید
منی که از تو می خوندم، سکوتت رو لبم ماسید
چشام از بغض تو خیسه، زیر بارون و دلتنگم
تو رو توی خودم کشته م، نمی ترسم، نمی جنگم!

تمومش میکنی یا نه؟ هنوزم فکر آزاری؟
هنوزم فکر اینی که، جوونی، آرزو داری؟
به گریه عادتم دادی، تمومش میکنی یانه؟
می خوام تنها شم اما، تو نمی ذاری، نمی ذاری

+ نوشته شده در  جمعه 13 بهمن1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط دریا  |