تبليغاتX
اشــک خــونیـن

اشــک خــونیـن

دنــیای فــــرامــوش شــدگان

 

 

وقتي چشمات ديگه اشكي براي ريختن نداشته باشه.....

وقتي ديگه قدرت فرياد زدنم نداشته باشي.....

وقتي ديگه هر چي دل تنگت خواسته باشه گفته باشي

وقتي دفتر و قلم هم تنهات گذاشته باشن......

وقتي از درون تمام وجودت يخ بزنه و.....

وقتي چشم از دنيا مي بندي و آرزوي مرگ مي كني....

وقتي احساس‌‌‌‌‌‌‌‌‌ مي‌‌‌‌‌‌كني احساس مي كني هيچ كس تو را درك نمي كنه ...

وقتي احساس كني تنهاترين دنيا هستي و...

 وقتي باد شمع نيمه سوخته اتاقتو خاموش كرد چشمهايت را ببند و با تمام وجود از خدا بخواه صدا كه صدات كنه ..

من زندگی را برای عشق می خواهم

می خواهم تا ابد عاشق بمانم

می خواهم برای عشق بخندم و برایش گریه کنم

می خواهم با عشق به خدایم برسم

می خواهم عشق را ثابت کنم

می خواهم برای عشق بمیرم

این روزها که می گذرند هر روز دلتنگتر می شوم .... نمی دانم چرا!!!

یادم می آید که روزی ..... بگذریم....مدتهاست دلم تنگ است برای حضورت... مهم نیست ...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 خرداد1386ساعت 5 بعد از ظهر  توسط دریا  |